کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۳ - کاشکی! خاک حریم حرمت می بودم...

1

کاشکی! خاک حریم حرمت می بودم

می خرامیدی و من در قدمت می بودم

2

بی غم عشق تو صد حیف ز عمری که گذشت!

بیش از این کاش گرفتار غمت می بودم

3

گر به پرسیدن من لطف نمی فرمودی

همچنان کشته تیغ دو دمت می بودم

4

گر به سررشته مقصود رسیدی دستم

دست در سلسله خم به خمت می بودم

5

گر مرا حشمت کونین میسر می شد

همچنان بنده خیل و حشمت می بودم

6

چون مریضی که دلش مایل صحت باشد

عمرها طالب درد و المت می بودم

7

هر چه خواهی بکن ای دوست که من از دل و جان

آرزومند جفا و ستمت می بودم

8

تا تو یک ره به کرم سوی هلالی گذری

سال ها چشم به راه کرمت می بودم

متن شعر کپی شد.