کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۴ - دو روز شد که ز درد فراق بیمارم...

1

دو روز شد که ز درد فراق بیمارم

از این دو روزه حیاتی که هست بیزارم

2

چو لاله سینه من چاک شد، بیا و ببین

که از تو بر دل پرخون چه داغ ها دارم؟

3

مرا ز گریه مکن منع، ساعتی بگذار

که زار زار بگریم، که عاشق زارم

4

رسید جان به لب و نیست غیر از این هوسم

که آیم و به سگان در تو بسپارم

5

خلاصی من از آن قید زلف ممکن نیست

که در کمند بلای سیه گرفتارم

6

به جلوه گاه بتان می روم، سرشک فشان

به باغ سنگ دلان تخم مهر می کارم

7

هلالی، از غم یارست روز من شب تار

چه شد که صبح شود یک نفس شب تارم؟

متن شعر کپی شد.