کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۷ - عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم...

1

عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم

گشته ام پیر ولی عشق جوانی دارم

2

چاره ساز دل و جان همه بیمارانی

چاره ای ساز که من هم دل و جانی دارم

3

کاش چون لاله دل تنگ مرا بشکافی

تا بدانی که چه سان داغ نهانی دارم؟

4

بر همه خلق یقین شد که وفا نیست تو را

لیک من از طمع خویش گمانی دارم

5

بنده ام خواندی و داغم چو سگان بنهادی

زین سبب در همه جا نام و نشانی دارم

6

ملک عشق تو جهانی ست که پایان ش نیست

من درین ملکم و غوغای جهانی دارم

7

جان من شرح الم های هلالی بشنو

که درین واقعه جان سوز بیانی دارم

متن شعر کپی شد.