کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۹ - خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم...

1

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم

هر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم

2

دانم که چرا خون مرا زود نریزی

خواهی که به جان کندن بسیار بمیرم

3

من طاقت نادیدن روی تو ندارم

مپسند که در حسرت دیدار بمیرم

4

خورشید حیاتم به لب بام رسیدست

آن به که در آن سایه دیوار بمیرم

5

گفتی که ز رشک تو هلاک ند رقیبان

من نیز بر آنم که از این عار بمیرم

6

چون یار به سر وقت من افتاد، هلالی

وقت ست اگر در قدم یار بمیرم

متن شعر کپی شد.