کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۰ - به خاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم...

1

به خاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم

که زنده گردم و بار دگر برای تو میرم

2

نهادم از سر خود یک به یک هوی و هوس را

همین بود هوس من که در هوای تو میرم

3

دل از جفای تو خون شد روا مدار که عمری

دم از وفا زنم و آخر از جفای تو میرم

4

تویی که: جان جهانی فزاید از لب لعلت

منم که هر نفس از لعل جانفزای تو میرم

5

به حال مرگم و سوی تو آمدن نتوانم

تو بر سرم قدمی نه، که زیر پای تو میرم

6

رو ای رقیب، ز سر کویش، که ترک جان نتوانی

تو جای خویش به من ده، که من به جای تو میرم

7

مرا به خواری ازین در مران به سان هلالی

گذار تا چو سگان بر در سرای تو میرم

متن شعر کپی شد.