کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۲ - مگو افسانه مجنون چو من در انجمن باشم...

1

مگو افسانه مجنون چو من در انجمن باشم

ازو باری چرا گوید کسی جایی که من باشم

2

کسی افسانه درد مرا جز من نمی داند

از آن دایم من دیوانه با خود در سخن باشم

3

رو ای زاهد که من کاری ندارم غیر می خوردن

مرا بگذار تا مشغول کار خویشتن باشم

4

جدا زان سروقد گر جانب بوستان روم روزی

به یاد قد او در سایه سرو چمن باشم

5

چه سان رازی کنم پنهان که از صد پرده ظاهر شد

مگر وقتی نهان ماند که در زیر کفن باشم

6

مرا جان کوه اندوه است و من جان می کنم آری

تو را لعل شیرین ست من هم کوهکن باشم

7

هلالی چون نمی پرسد مرا یاری و غم خواری

من مسکین غریبم گرچه دایم در وطن باشم

متن شعر کپی شد.