کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۴ - چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم...

1

چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم

به صبر کوشم و خرسند با خیال تو باشم

2

به عشوه طلف گشودی به چهره خال فزودی

اسیر زلف تو گردم غلام خال تو باشم

3

کمال فضل به تحصیل عاشقی ست، خوش آن دم

که در مطالعه صفحه جمال تو باشم

4

چو پایمال تو گشتم سرم بلند شد آری

چه سربلندی از این به که پایمال تو باشم

5

خمیده باد قد من ز غصه همچو هلالی

اگر نه مایل ابروی چون هلال تو باشم

متن شعر کپی شد.