غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۴۵ - تا عمر بود در هوس روی تو باشم...
1
تا عمر بود در هوس روی تو باشم
در خاک شوم خاک سر کوی تو باشم
2
فردای قیامت نروم جانب طوبی
در سایه سرو قد دلجوی تو باشم
3
پهلوی تو پیوسته نشینند رقیبان
تا من نتوانم که به پهلوی تو باشم
4
از غمزه تو کاست تن من، که چو مویی
من موی شوم در خم گیسوی تو باشم
5
هر گه که از تو ناز بری دست به چوگان
خواهم همه تن سر شوم و گوی تو باشم
6
ای شاخ گل تازه منم بلبل این باغ
معذورم اگر شیفته روی تو باشم
7
روزی که فلک نام مرا خواند هلالی
می خواست که من مایل ابروی تو باشم