غزل · هلالی جغتایی
غزل شماره ۲۴۶ - مرا چه زهره که گویم غلام روی تو باشم...
1
مرا چه زهره که گویم غلام روی تو باشم
سگ غلام غلام سگان کوی تو باشم
2
اگر به سوی تو گاهی کنم ز دور نگاهی
هنوز بر حذر از نازکی خوی تو باشم
3
چو سر عشق تو گفتن میان خلق نشاید
به گوشه ای بنشینم به گفتگوی تو باشم
4
زهی خجسته زمانی که بعد مرگ رقیبان
نشسته با دل آسوده رو به روی تو باشم
5
تو آن بتی که من بت پرست همچو هلالی
به هر کجا که روم روی دل به سوی تو باشم