سایر · شیخ محمود شبستری
در حکت و موعظت
1
تو نفست دل کن و دل را چو جان کن
پس آنگه سوی جانان روان کن
2
برهنه دار تن کوتاه کن دست
شکم را گرسنه می دار پیوست
3
به زیر پای کن نفس و هوا را
که تا باشد ببیند دل خدا را
4
ز مبدا آمدی نادان در اینجای
سعادت را ندانستی سر و پای
5
ز غفلت بی خبر ز آغاز و انجام
نه از معنی به صورت آدمی نام
6
ولی چون پر کنی علم و عبادت
شوی مرغی که پری تا سعادت
7
چو عیسی گفت اول چون بزادی
مثال بیضه در فرش اوفتادی
8
بدانش گر نپری بار دیگر
کجا دانی از عرض برتر
9
به حکمت گر دیرین معنی بکوشی
فرشته وش لباس علم پوشی
10
مجرد کردی از دنیا به طاعات
چو عیسی راه یابی در سموات