کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۸۶ - ای تو برای آبرو آب حیات ریخته...

1

ای تو برای آبرو آب حیات ریخته

زهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته

2

مست و خراب این چنین چرخ ندانی از زمین

از پی آب پارگین آب فرات ریخته

3

همچو خران به کاه و جو نیست روا چنین مرو

بر فقرا تو درنگر زر صدقات ریخته

4

روح شو و جهت مجو ذات شو و صفت مگو

زان شه بی جهت نگر جمله جهات ریخته

5

آه دریغ مغز تو در ره پوست باخته

آه دریغ شاه تو در غم مات ریخته

6

از غم مات شاه دل خانه به خانه می دود

رنگ رخ و پیاده ها بهر نجات ریخته

7

جسته برات جان از او باز چو دیده روی او

کیسه دریده پیش او جمله برات ریخته

8

از صفتش صفات ما خارشناس گل شده

باز صفات ما چو گل در ره ذات ریخته

9

بال و پری که او تو را برد و اسیر دام کرد

بال و پری است عاریت روز وفات ریخته

متن شعر کپی شد.