کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آمدن گرشاسب به جزیره هرنج

1

جزیری پر از بیشها بود و غیش

به بالا و پهنا دو صد میل بیش

2

فروان درو شهر و بی مر سپاه

یکی شاه با فر و با دستگاه

3

چو آن شه ز مهراج وز پهلوان

خبر یافت، شد شاد و روشن روان

4

ز نزل وعلف هر چه بایست ساز

بفرمود و، شد با سپه پیشباز

5

یکی هفته شان داشت مهمان خویش

کمر بسته روز وشب استاده پیش

6

به هر بزم چندان گهر برفرشاند

که مهراج و گرشاسب خیره بماند

7

ببخشیدشان هدیه چندان ز گنج

کز آن ماند دریا وکشتی به رنج

8

ز کافور وز عنبر وعود تر

ز دینار و یاقوت و در و گهر

9

ز بیجاده تاج و، ز پیروزه تخت

ز زربفت فرش و ، مرجان درخت

10

ز ترگ و ز شمشیر وز درع نیز

همیدون طرایف ز هر گونه چیز

11

دگر داد چندان به ایرانیان

که گفتن به صد سال نتوانی آن

12

وز آنجای خرم دل و راهجوی

به سوی جزیری نهادند روی

متن شعر کپی شد.