کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

فصل اندر صفا و اخلاص

1

پس چو مطلوب نبود اندر جای

سوی او کی بود سفرت از پای

2

سوی حق شاهراه نفس و نفس

آینه دل زدودن آمد و بس

3

آینه دل ز زنگ کفر و نفاق

نشود روشن از خلاف و شقاق

4

صیقل آینه یقین شماست

چیست محض صفاء دین شماست

5

پیش آن کش به دل شکی نبود

صورت و آینه یکی نبود

6

گرچه در آینه به شکل بوی

آنکه در آینه بود نه توی

7

دگری تو چو آینه دگرست

آینه از صورت تو بی خبرست

8

آینه صورت از صفت دور است

کان پذیرای صورت از نور است

9

نور خود زآفتاب نبریده ست

عیب در آینه است و در دیده ست

10

هرکه اندر حجاب جاویدست

مثل او چو بوم و خورشیدست

11

گر ز خورشید بوم بی نیروست

از پی ضعف خود نه از پی اوست

12

نور خورشید در جهان فاشست

آفت از ضعف چشم خفاشست

13

تو نبینی جز از خیال و حواس

چون نه ای خط و سطح و نقطه شناس

14

تو در این راه معرفت غلطی

سال و مه مانده در حدیث بطی

15

گوید آنکس درین مقام فضول

که تجلی نداند او ز حلول

16

گرت باید که بر دهد دیدار

آینه کژ مدار و روشن دار

17

کافتابی که نیست نور دریغ

آبگینت نماید اندر میغ

18

یوسفی از فرشته نیکوتر

دیو رویی نماید از خنجر

19

حق ز باطل معاینه نکند

خنجرت کار آینه نکند

20

صورت خود در آینه دل خویش

به توان دید از آن که در گل خویش

21

بگسل آن سلسله که پیوستی

که ز گل دور چون شدی رستی

22

زانکه گل مظلمست و دل روشن

گل تو گاخنست و دل گلشن

23

هرچه روی دلت مصفاتر

زو تجلی ترا مهیاتر

24

نه چو زامت فزونش بود اخلاص

گشت بوبکر در تجلی خاص

متن شعر کپی شد.