کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

التمثیل فی اصحاب تمنی السوء

1

راد مردی ز غافلی پرسید

چون ورا سخت جلف و جاهل دید

2

گفت هرگز تو زغفران دیدی

یا جز از نام هیچ نشنیدی

3

گفت با ماست خورده ام بسیار

صد ره و بیشتر نه خود یکبار

4

تا ورا گفت راد مرد حکیم

اینت بیچاره اینت قلب سلیم

5

تو بصل نیز هم نمی دانی

بیهده ریش چند جنبانی

6

آنکه او نفس خویش نشناسد

نفس دیگر کسی چه پرماسد

7

وآنکه او دست و پای را داند

او چگونه خدای را داند

8

انبیا عاجزاند از این معنی

تو چرا هرزه می کنی دعوی

9

چون نمودی بدین سخن برهان

پس بدانی مجرد ایمان

10

ورنه او از کجا و تو ز کجا

خامشی به ترا تو ژاژ مخای

11

علما جمله هرزه می لافند

دین نه بر پای هرکسی بافند

متن شعر کپی شد.