سایر · سنایی
تمثیل در بیداری
1
نه بپرسید کاهلی ز علی
چون شنید از زبان دل گسلی
2
که بگوی ای امیر جان افروز
که شب تیره به بود یا روز
3
مرتضی گفت بشنو ای سایل
سوی ادبار خود مشو مایل
4
عاشقان را در این ره جانسوز
تبش راز به که تابش روز
5
هرکه دارد ره تبش در دل
در نماند پیاده در منزل
6
در جهانی که عشق گوید راز
نه تو مانی نه نیز عقل تو باز