سایر · سنایی
فی نفی صفات المذمومه عن الله تعالی
1
در حق حق غضب روا نبود
زانکه صاحب غضب خدا نبود
2
غضب و حقد هر دو مجبورند
وین صفت هردو از خدا دورند
3
غضب و خشم و کین و حقد و حسد
نیست اندر صفات فرد احد
4
همه رحمت بود ز خالق بار
هست بر بندگان خود ستار
5
می دهد مر ترا به رحمت پند
به خودت می کشد به لطف کمند
6
گر نیایی بخواندت سوی خویش
به تلطف بهشت آرد پیش
7
زانکه هستی بدین سرای دریغ
تو گرفته ز جهل راه گریغ
8
در توحید را تویی چو صدف
آدم تازه را شدی تو خلف
9
گر کنی ضایع آن در توحید
شوی از مفلسی ز مایه فرید
10
ور تو آن در را نگهداری
سر ز هفت و چهار بگذاری
11
به سرور ابد رسی پس از آن
نرسد مر ترا ز خلق زیان
12
در زمانه تو سرفراز شوی
در فضای ازل چو باز شوی
13
دست شاهان ترا شود منزل
هر دو پایت برآید از بن گل