کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۱۳ - ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده...

1

ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده

اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده

2

ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید

بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده

3

از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم

مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده

4

بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده

عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده

5

از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت

چون ماه نو این جانم خود را چو قمر کرده

6

خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی

ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده

7

از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی

تا این دل آواره از خویش سفر کرده

متن شعر کپی شد.