سایر · سنایی
اندر مذمت علما
1
علم داری عمل نه دانکه خری
بار گوهر بری و کاه خوری
2
استر ار هست بد رگ و ظالم
خربه ای خواجه از چنین عالم
3
دانشت هست کار بستن کو
خنجرت هست صف شکستن کو
4
بوی از آن کوی خود نیابی از آن
کاین فلان مذهبست و آن بهمان
5
تو روان کرده از بطر قرقر
کان فلان ملحد آن فلان کافر
6
در نگر خواجه در گریبانت
تا به جا مانده است ایمانت
7
غم خود خور ز دیگران مندیش
توبره خویشتن بنه در پیش
8
این همه مظلمت چه باید برد
گر یقینی که می بباید مرد