غزل · مولوی
غزل شماره ۲۳۲۵ - امروز من و باده و آن یار پری زاده...
1
امروز من و باده و آن یار پری زاده
احسنت زهی خرم شاباش زهی باده
2
بازیم یکی عشقی در زیر گلیمی به
بر حلقه هر جمعی بر رسته هر جاده
3
این حلقه زرین را در گوش درآویزم
یعنی که از این خدمت آزادم و آزاده
4
عشق من و روی تو از عهد قدم بوده ست
روی من از اول بد بر روی تو بنهاده