سایر · سنایی
در ذکر قوای حاسه و حافظه
1
نفس کو مر ترا چو جان دارست
بی تو در جسم تو بسی کارست
2
گرچه آن پنج شحنه بی کارند
سه وکیل از درونت بیدارند
3
آن کند هضم و این کند قسمت
آن برد ثفل و این نهد نعمت
4
آن نماید ره این کند تدبیر
این شود حافظ آن کند تعبیر
5
آن نبینی که چون به خواب شوی
فارغ از زحمت و عذاب شوی
6
از برای فراغت و خوابت
وز برای صلاح و اسبابت
7
اندرین خاکدان ز آتش و باد
ز آب روی تو برد خاک نژاد
8
تا ترا بر سریر سر خرد
بنشاند ز بهر راحت خود
9
تو بر آسوده و خرد بر کار
تو بخفته درونت او بیدار