غزل · مولوی
غزل شماره ۲۳۲۸ - چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله...
1
چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
پیروز تو واگردی فی لطف امان الله
2
ای شادکن دل ها اندر همه منزل ها
در حسن و وفا فردی فی لطف امان الله
3
هم رایت احسان را هم آیت ایمان را
تا عرش برآوردی فی لطف امان الله
4
تو بیش کنی کم را از دل ببری غم را
از رخ ببری زردی فی لطف امان الله
5
از آتش رخسارت وز لعل شکربارت
در دی نبود سردی فی لطف امان الله
6
آگاه تویی در ده احسنت زهی سرده
هم دادی و هم خوردی فی لطف امان الله
7
در عشق خداوندی شمس الحق تبریزی
چون عشق جوامردی فی لطف امان الله