سایر · سنایی
اندر صفت شاهدان گوید
1
شاهد پیچ پیچ را چکنی
ای کم از هیچ هیچ را چکنی
2
ای دو بادام تو چو گوز گرو
مانده از دست کودکان در گو
3
چه کنی باد چون وفاجویان
عمر در وعده نکورویان
4
شاهدان زمانه خرد و بزرگ
چشم را یوسفند و دل را گرگ
5
نقش پر آفتند چینی وار
چشم را گل دهند و دل را خار
6
باز از این دلبران عالم سوز
عشقشان آتش است و دلها کوز