سایر · سنایی
اندر طلب دنیا
1
هرکه جست از خدای خود دنیی
مرحبا لیک نبودش عقبی
2
هردو نبود به هم یکی بگذار
زان سرای نفیس دست مدار
3
هست بی قدر دنیی غدار
مر سگان راست این چنین مردار
4
وانکه از کردگار عقبی خواست
گر مر او را دهیم جمله رواست
5
زانکه گشتای خوب کاران راست
جمله عقبی حلال خواران راست
6
وانکه دعوی دوستی ما کرد
از تن و جان او برآرم گرد
7
هیچ اگر بنگرد سوی اغیار
زنده او را برآورم بردار
8
دانی از بهر چیست رنج و عنا
زانکه الله اغیر منا
9
تن خود از دین به کام دارد مرد
هرچه جز حق حرام دارد مرد