کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در طلب دنیا و غرور او گوید

1

زینه الله نه اسب و زین باشد

زینه الله جمال دین باشد

2

مرده ای زان شدی اسیر هوس

دیده از مردگان کشد کرگس

3

در جهان منگر از پی رازش

چکنی رنگ و بوی غمازش

4

که تو اندر جهان بدسازان

همچو رازی به دست غمازان

5

نیست مهر زمانه بی کینه

سیر دارد میان لوزینه

6

کی سزای جهان جان باشد

هرکرا روی دل به کان باشد

7

سرنگون خیزد از سرای معاد

هرکه روی از خرد نهد به جماد

8

هرکه اکنون درین کلوخین گوی

از نبی و نبی بتابد روی

9

چون قیامت برآید از کویش

روی باشد قفا قفا رویش

10

ای سنایی برای دین و صلاح

وز پی جستن نجات و فلاح

11

همچو دریا چو نیست اینجا حر

کام پر زهر باش و دل پر در

12

زانکه در جان به واسطه اسباب

زفتی از خاک رست و تری از آب

13

آدمی چون غلام راتبه شد

ژاژ طیان به خط کاتبه شد

14

گرچه جان همچو آب پاک آمد

زر نگهدارتر ز خاک آمد

15

ورنه ارکان ز خاک پاکستی

زر نگهدارتر ز خاکستی

16

معطیان زفت و دل زحیر زده

دایه بیمار و طفل شیر زده

17

هرکه در زندگی بخیل بود

چون بمیرد چو سگ ذلیل بود

18

بیش از این بهر خواجه و مزدور

نتوان رفت در جوال غرور

19

تو مشو غره کو سیه چرده ست

کان سیاهه سپید بر کرده ست

متن شعر کپی شد.