کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایه و مثل

1

گفت بهلول را یکی داهی

جبه ای برد بخشمت خواهی

2

گفت خواهم دویست چوب بر او

گفت چوبت چه آرزوست بگو

3

گفت زیرا که در سرای غرور

راحت از رنج دل نباشد دور

4

از پی آنکه در سرای سپنج

هیچ راحت نیافت کس بی رنج

5

اندرین منزل فریب و غرور

راحت از رنج دل نبینم دور

6

جبه مرد زهد و سنت اوست

زانکه تصحیف جبه جنه اوست

7

جبه برد را چه خواهم کرد

جبه ای بخش نام او آورد

8

زانکه اندر سرای راحت و رنج

از پی نام خود نه از سر خنج

9

هرچه گردون به خلق بسپردست

نام جمله به نزد من بردست

10

راز این کلبه نفس غمازست

عقل کل گنج خانه رازست

11

چه ستانی ز دست آنکس قوت

که کند درس علم مات یموت

متن شعر کپی شد.