کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

اندر نقص دنیا گوید

1

دنیی ارچه ز حرص دلبر تست

دست زی او مبر که مادر تست

2

گر نه ای گبر پس به خوش سخنیش

مادر تست چون کنی به زنیش

3

همچو قرعه برای فالش دار

گه بیندازش و گهی بردار

4

گرچه گزدم ز نیش بگزاید

دارویی را همت به کار آید

5

مار اگرچه به خاصیت بدخوست

پاسبان درخت صندل اوست

6

چون ز بانگ سگان شوی دلتنگ

سنگ برگیر و ده سگان را سنگ

7

وآن سگی را که کرد پای افگار

نان بی سوزنش مده زنهار

8

مورکی را اگر بیازاری

چیره گردی به ظلم و خون خواری

9

از پی رستن از سرای خسان

حیله کن لیک بد به کس مرسان

10

با خسان خود نشست و خاست مکن

قطع کردن ز خس رواست مکن

11

پس اگر ناگهی درافتادی

سازگاری بهست و دل شادی

12

باش بر دست راست همچو بهشت

دوزخ از دست چپ شناس و کنشت

13

باز بر دست راست رو چونان

بافر و دست دست دستان مان

14

راست بر دست راست رو رستی

ورنه کج رو چو عهد بشکستی

15

من ندیدم سلامتی ز خسان

گر تو دیدی سلام من برسان

16

چون ترا گشت نوش وحدت بیش

بده آن نوش را به حدت نیش

متن شعر کپی شد.