سایر · سنایی
اندر موعظت و نصیحت گوید
1
صحبت زیرکان چو بوی از گل
عظت ناصحان چو طعم از مل
2
بی غرض پند همچو قند بود
با غرض پند پای بند بود
3
در مشام خرد چه زشت آید
هر نسیمی که نز بهشت آید
4
بهر اندام دادن اوباش
دل چو سندان زبان چو سوهان باش
5
بشناسی ز راه دیده روح
فاتحه دین چو روی داد فتوح
6
وسعت آنجا که راه یزدانست
تنگی اینجا که بند انسانست
7
ان فی دیننا بخوان و بمان
فی کبد را برآن و تیز بران
8
راه یزدان ره فراخ آمد
گلشن و بوستان و کاخ آمد
9
هر مشامی کزین نسیم بهشت
نتواند شنید باشد زشت