سایر · سنایی
در بیداری از خواب غفلت گوید
1
بنه ای عدل تو بقای جهان
در کنار جهان سزای جهان
2
چون در عدل باز شد بر تو
در دوزخ فراز شد بر تو
3
عدل مر مرگ را بریزد آب
جور مر فتنه را ببندد خواب
4
هست شادی دل ستمگاران
خوش و اندک چو خواب بیماران
5
عقل را مشگریست روح افزای
عدل مشاطه ایست ملک آرای
6
شرع را عقل قهرمان باشد
ملک را عدل پاسبان باشد
7
شاه باید غلام تن نبود
تا خطیبش دروغ زن نبود
8
پشه از پیل کم زید بسیار
زانکه کوته بقا بود خونخوار