سایر · سنایی
فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانه
1
با سلاطین چو گفت خواهی راز
وقت آنرا بدان چو وقت نماز
2
کن مراعات شاه بدخو را
چون زن زشت شوی نیکو را
3
شه چو بر داردت فکندش باش
چون ترا خواجه خواند بنده ش باش
4
دستت از داد پایگاه بنه
ور ترا سر دهد کلاه بنه
5
هر سری کو ز شه کله جوید
پای خود زان میان ره جوید
6
پادشاه ار ترا برادر خواند
دان که در قعر دوزخت بنشاند
7
چون بگفت این ملوک وار سخن
پس به خود گفت هوش دار ای تن