کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

فصل دیگر در مدایح سلطان اعزالله نصره

1

چونکه بهرامشاه شه باشد

مر ورا زین صفت سپه باشد

2

ملکش از ملک جم نیاید کم

تر و تازه چو بوستان ارم

3

مملکت آسمان ملک خورشید

خواجه چون ماه و قاضیان ناهید

4

عالم آراسته به دولت و داد

گشته معدوم در عدم بیداد

5

عرصه مملکت چو باغ بهشت

مشک اذفر سرشته با گل و خشت

6

خاک این مملکت شده کافور

چشم بد باد از این حوالی دور

7

اهل غزنین چه کرده بود از داد

که چنین شان کریم شاهی داد

8

هرچه ز ایزد بخواستید عطا

دادتان بخ بخ این گزیده دعا

9

به اجابت دعا چو مقرون گشت

هرچه زو خواستند افزون گشت

10

شاه عادل نکو نیت دستور

ملک آباد و دست ظالم دور

11

لشکری بر مثال مور و ملخ

بحر و بر زان ملا و وادی و شخ

12

صدهزاران سوار جوشن دار

که نماند ز دشمنان دیار

13

عدد لشکرش هر آنکه شمرد

نشمرد او و عمر پایان برد

14

روز بارش چو برنشست به تخت

کار بر دشمنان بگیرد سخت

15

جوش دیوان گذشته از پروین

رونق خواجه تا به علیین

16

خواجگان دگر چو مهر و چو ماه

رونق گاه و زینت درگاه

17

اهل دیوان همه عدول و قضاه

گاه توقیع و عرض و خط و برات

18

به مظالم نشسته اهل قبول

قاضیان وجیه و جمع عدول

19

تا ملک بر فلک مکان دارد

تا سماک از سمک نشان دارد

20

پادشاه و وزیر و میر و حشم

عادل و ناصح و امین حرم

متن شعر کپی شد.