سایر · سنایی
اندر مذمت برادران گوید
1
دوست جو از برادران بگسل
که برادر کند پر آذر دل
2
که بود غمز بر پدر خواند
مه بود بر تو خواجگی راند
3
تا پدر زنده با تو دمسازست
چون پدر مرد خصم و انبازست
4
گر دو نیمه کنی برو سیمت
ور نه در دم کند به دو نیمت
5
نه برادر بود به نرم و درشت
کز برای شکم بود هم پشت
6
عقل نبود برادری کردن
از پی رنج دل جگر خوردن
7
رنج دل باشد و عنای جگر
به برادر دویدن از مادر
8
نه قبولش خوش و نه کردن رد
همچو اعراب و همزه بر ابجد