کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در معنی زناشویی گوید

1

از غلام آنکه زی عیال آمد

او ز دنبه بپوستکال آمد

2

نیست کدبانویی و گادن را

زن بد جز طلاق دادن را

3

بنده زن شدن به شهوت و مال

پس براو حکم کردن اینت محال

4

زشت باشد که در زناشویی

بنده باشی و خواجگی جویی

5

بنده زن مشو حرام و حلال

تا نگرداندت عیال عیال

6

جفت در حکم شوی خود باشد

لیک در حکم بنده بد باشد

7

تو چو انگشت گشته از تشویش

زن چو ناخن کنان به ناخن ریش

8

نفقه بر ریش خواجه خط کرده

سبلت او چو کون بط کرده

9

سیم کابین چو طوق در گردن

زرنه بر طاق و خیره غم خوردن

10

کرد باید زن ای ستوده سیر

لیکن از خان و مان خویش به در

11

زیرک آنست کو نگاید زن

ننهد در سرای خود شیون

12

اشتقاقش ز چیست دانی زن

یعنی آن قحبه را به تیر بزن

13

پس اگر والعیاذبالله باز

بچه در سقف کس کند پرواز

14

کس ببینی گرفته از سر کین

ریش بابا ز ناز در سرگین

15

پس چه گویم که هرکه عاقل تر

پیش سحبان کیر باقل تر

متن شعر کپی شد.