سایر · سنایی
در حق پارسایان گوید
1
آن کسانی که راه دین رفتند
چهره از تنگ خلق بنهفتند
2
واسطه عقد سنیان بودند
نه حروری نه مرجیان بودند
3
پخته از حسرت طلب گلشان
سوخته ز آتش وفا دلشان
4
هرچه اندر جهان پریشان بود
لاجرم زیر حکم ایشان بود
5
چون به سنت بدند یازنده
عالمی بود زان گره زنده
6
کرده از بهر جذب فایده شان
شهپر جبرئیل مایده شان
7
همه بردند کام دولت راند
همه رفتند و نام ازیشان ماند