کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در طبیبان نادان گوید

1

این نمودیم حد این پنجاه

کرد باید کنون سخن کوتاه

2

حکما جمله حد این امراض

این نهادند بر سواد و بیاض

3

از اطباء عام این ایام

گر بپرسی از این همه یک نام

4

به خدا ار شناسد و داند

ور هزارن کتاب برخواند

5

همه از جهل پر شر و شورند

همه کناس و اکمه و کورند

6

صدهزاران مریض را هر سال

بکشند از تباهی افعال

7

همه هستند یار عزرائیل

قاتل ایشان و خلق جمله قتیل

8

وای آنکس که هست حاجتمند

به چنین قوم کور بی در و بند

9

ای خداوند از این چنین حکما

خلق را کن به فضل خویش رها

10

که جهان شد ز فعلشان ویران

خلق را زین بدان به جان برهان

متن شعر کپی شد.