سایر · سنایی
در طبیبان نادان گوید
1
این نمودیم حد این پنجاه
کرد باید کنون سخن کوتاه
2
حکما جمله حد این امراض
این نهادند بر سواد و بیاض
3
از اطباء عام این ایام
گر بپرسی از این همه یک نام
4
به خدا ار شناسد و داند
ور هزارن کتاب برخواند
5
همه از جهل پر شر و شورند
همه کناس و اکمه و کورند
6
صدهزاران مریض را هر سال
بکشند از تباهی افعال
7
همه هستند یار عزرائیل
قاتل ایشان و خلق جمله قتیل
8
وای آنکس که هست حاجتمند
به چنین قوم کور بی در و بند
9
ای خداوند از این چنین حکما
خلق را کن به فضل خویش رها
10
که جهان شد ز فعلشان ویران
خلق را زین بدان به جان برهان