سایر · سنایی
صفه مقادیر ابروج والکواکب السیاره
1
غافلند این منجمان از کار
نیست در کارشان دل بیدار
2
همه را زرق و حیلت است آلت
نیست از علم و حلمشان عدت
3
شمس کز کره هست در مقدار
ز صد و بیست و چار بار شمار
4
خانه او را اسد نهادستند
دور دور از خرد فتادستند
5
زهره کز ربع کره بیگانه ست
ثور و میزان ورا چرا خانه ست
6
نیست تیر از کره یکی اجزا
با دو خانه است سنبله و جوزا
7
نیست در کارشان بسی تمییز
خیز و بر ریش آن منجم تیز
8
می نویسند خیره بر تقویم
نیک و بد بر عموم اینت حکیم
9
بس تبجح کنند بر دانش
هیچ دانش نداده یزدانش
10
نیست فرقی میان مردم دهر
همه یکسان بود طوالع شهر
11
همه بادست حکم باد انگار
تو ز احکام خیره دست بدار
12
نیست جز هرزه مندل و تنجیم
زن بود سغبه چنین تعلیم
13
سخن فال گو ندارد سود
باد پیمود کآسمان پیمود
14
نیست الا به قدرت یزدان
نیک و بد در طبایع و ارکان
15
بی قضا خلق یک نفس نزند
مرد عاقل چنین جرس نزند