سایر · سنایی
اندر خط و قلم و کاغذ و خاطر گوید
1
از دل آبستن است خامه من
زان همی گل خورد چو آبستن
2
کز همه چیز تیره و روشن
نکند آرزو چو آبستن
3
سایه باید ز گل چو در ارمم
امن باید ز بد چو در حرمم
4
تا ز روز و شب توام اثرست
شب من روز و زهر من شکرست
5
همه را شب ز روز حامل و من
در شبی ام که آن شب آبستن
6
عمر داده به خیره باد مرا
تا چه زاید ز بامداد مرا
7
دختر طبع بنده هست چو دین
هم سبک روح و هم گران کابین
8
گرچه از عقل دیده پرهوشم
پیش چشم تو حلقه در گوشم
9
همچو استاد درزی از پی جاه
نپسندم گروهه سینه ماه
10
بعد از این معنی کتاب آرم
عدد بیت در حساب آرم