سایر · سنایی
در قناعت و انزوای خویش گوید
1
ای که در زیر طبع گردونی
چند گویی مرا که از دونی
2
با چنین گنج در چنین گنجی
چه گنه گنج را تو ناگنجی
3
رنج با گنج و زحمت نااهل
چون بریدی طمع ترا شد سهل
4
زحمت خود ز اهل عصر بکاه
هرچه خواهی ز خالق خودخواه
5
خلق را جمله صورتی انگار
هیچی از هیچ خلق طمع مدار
6
جرم من اندرین چه می دانی
چون بدیدی کمال نادانی
7
نرسد در ولایت دل خویش
هیچ بی حوصله به حاصل خویش