کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در صفت خلوت و تنهایی گوید

1

سلوتی نیست روح را از کس

سلوت روح خلوت آمد و بس

2

دهر بد رای و خلق بد بینند

راهت این است و مردمان اینند

3

یا به خلوت به خوش دلی تن زن

یا بر اینها نشین و جان می کن

4

کی فروشد خرد به رسته جان

آب سی ساله را به تایی نان

5

مگس و گربه سوی خوان پویند

سگ و زاغند کاستخوان جویند

6

گربه از بهر لقمه ای به صد خواری

می کشد با خروش و با زاری

7

گربه از بهر لقمه جور برد

ببر و شیر و پانگ خود بدرد

8

باز شیر درنده در صحرا

گورخر را همی درد تنها

متن شعر کپی شد.