غزل · مولوی
غزل شماره ۲۳۵۴ - ای بی تو حیات ها فسرده...
1
ای بی تو حیات ها فسرده
وی بی تو سماع مرده مرده
2
ما بر در عشق حلقه کوبان
تو قفل زده کلید برده
3
هر آتش زنده از دم توست
رحم آر بر این دم شمرده
4
خامیم بیا بسوز ما را
در آتش عشق همچو خرده
5
چون موسی شیر کس نگیریم
با شیر توایم خوی کرده
6
در پرده مباش ای چو دیده
خوش نیست به پیش دیده پرده
7
کم گوی ز عشق و عشق می خور
گفتن نبود چنانک خورده