کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ای شب

1

هان ای شب شوم وحشت انگیز

تا چند زنی به جانم آتش ؟

2

یا چشم مرا ز جای برکن

یا پرده ز روی خود فروکش

3

یا بازگذار تا بمیرم

کز دیدن روزگار سیرم

4

دیری ست که در زمانه ی دون

از دیده همیشه اشکبارم

5

عمری به کدورت و الم رفت

تا باقی عمر چون سپارم

6

نه بخت بد مراست سامان

و ای شب ، نه توراست هیچ پایان

7

چندین چه کنی مرا ستیزه

بس نیست مرا غم زمانه ؟

8

دل می بری و قرار از من

هر لحظه به یک ره و فسانه

9

بس بس که شدی تو فتنه ای سخت

سرمایه ی درد و دشمن بخت

10

این قصه که می کنی تو با من

زین خوبتر ایچ قصه ایچ نیست

11

خوبست ولیک باید از درد

نالان شد و زار زار بگریست

12

بشکست دلم ز بی قراری

کوتاه کن این فسانه ، باری

13

آنجا که ز شاخ گل فروریخت

آنجا که بکوفت باد بر در

14

و آنجا که بریخت آب مواج

تابید بر او مه منور

15

ای تیره شب دراز دانی

کانجا چه نهفته بد نهانی ؟

16

بودست دلی ز درد خونین

بودست رخی ز غم مکدر

17

بودست بسی سر پر امید

یاری که گرفته یار در بر

18

کو آنهمه بانگ و ناله ی زار

کو ناله ی عاشقان غمخوار ؟

19

در سایه ی آن درخت ها چیست

کز دیده ی عالمی نهان است ؟

20

عجز بشر است این فجایع

یا آنکه حقیقت جهان است ؟

21

در سیر تو طاقتم بفرسود

زین منظره چیست عاقبت سود ؟

22

تو چیستی ای شب غم انگیز

در جست و جوی چه کاری آخر ؟

23

بس وقت گذشت و تو همانطور

استاده به شکل خوف آور

24

تاریخچه ی گذشتگانی

یا رازگشای مردگانی؟

25

تو اینه دار روزگاری

یا در ره عشق پرده داری ؟

26

یا شدمن جان من شدستی ؟

ای شب بنه این شگفتکاری

27

بگذار مرا به حالت خویش

با جان فسرده و دل ریش

28

بگذار فرو بگیرد دم خواب

کز هر طرفی همی وزد باد

29

وقتی ست خوش و زمانه خاموش

مرغ سحری کشید فریاد

30

شد محو یکان یکان ستاره

تا چند کنم به تو نظاره ؟

31

بگذار بخواب اندر ایم

کز شومی گردش زمانه

32

یکدم کمتر به یاد آرم

و آزاد شوم ز هر فسانه

33

بگذار که چشم ها ببندد

کمتر به من این جهان بخندد

متن شعر کپی شد.