سایر · نیما یوشیج ( آوای آزاد )
گل زودرس
1
آن گل زودرس چو چشم گشود
به لب رودخانه تنها بود
2
گفت دهقان سالخورده که:
حیف که چنین یکه بر شکفتی زود
3
لب گشادی کنون بدین هنگام
که ز تو خاطری نیابد سود
4
گل زیبای من ولی مشکن
کور نشناسد از سفید کبود
5
نشود کم ز من بدو گل گفت
نه به بی موقع آمدم پی جود
6
کم شود از کسی که خفت و به راه
دیر جنبید و رخ به من ننمود
7
آن که نشناخت قدر وقت درست
زیرا این طاس لاجورد چه جست ؟