سایر · نیما یوشیج ( آوای آزاد )
مرغ شباویز
1
به شب آویخته مرغ شباویز
2
مدامش کار رنج افزاست، چرخیدن.
3
اگر بی سود می چرخد
4
وگر از دستکار شب، درین تاریکجا، مطرود می چرخد...
5
6
به چشمش هر چه می چرخد، چو او بر جای
7
زمین، با جایگاهش تنگ.
8
و شب، سنگین و خونالود، برده از نگاهش رنگ
9
و جاده های خاموش ایستاده
10
که پای زنان و کودکان با آن گریزانند
11
چو فانوس نفس مرده
12
که او در روشنایی از قفای دود می چرخد.
13
ولی در باغ می گویند:
14
« به شب آویخته مرغ شباویز
15
به پا، زآویخته ماندن، بر این بام کبود اندود می چرخد.»