سایر · نیما یوشیج ( آوای آزاد )
برف
1
زردها بی خود قرمز نشده اند
2
قرمزی رنگ نینداخته است
3
بی خودی بر دیوار.
4
صبح پیدا شده از آن طرف کوه ازاکو اما
5
وازانا پیدا نیست
6
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
7
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
8
وازانا پیدا نیست
9
من دلم سخت گرفته است از این
10
میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک
11
که به جان هم نشناخته انداخته است:
12
چند تن خواب آلود
13
چند تن نا هموار
14
چند تن نا هشیار.