رباعی · مهستی گنجوی
رباعی شماره ۱۹ - گفتم که لبم به بوسه ای مهمان است...
1
گفتم که لبم به بوسه ای مهمان است
گفتا که بهای بوسه من جان است
2
عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت
یعنی که خموش، بیع _ که ارزان است
رباعی · مهستی گنجوی
گفتم که لبم به بوسه ای مهمان است
گفتا که بهای بوسه من جان است
عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت
یعنی که خموش، بیع _ که ارزان است