کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

مرد مجسمه

1

در چشم بی نگاهش افسرده رازهاست

2

استاده است روز و شب و، از خموش خویش

3

با گنج های راز درونش نیازهاست.

4

5

□

6

7

می کاود از دو چشم

8

در رنگ های مبهم و مغشوش و گنگ هیچ

9

ابهام پرسشی که نمی داند.

10

11

زین روی، در سیاهی پنهان راه چشم

12

بر بادپانگه [که ندارد به چشم خویش]

13

بنشسته

14

سال هاست که می راند.

15

16

□

17

18

مژگان به هم نمی زند از دیده گان باز.

19

20

افسون نغمه های شبانگاه عابران

21

اشباح بی تکان و خموش و فسرده را

22

از حجره های جن زده ی اندرون او

23

یک دم نمی رماند.

24

25

از آن بلندجای که کبرش نهاده است

26

جز سوی هیچ کور پلیدش نگاه نیست.

27

و بر لبان او

28

از سوز سرد و سرکش غارتگر زمان

29

آهنگ آه نیست...

30

31

شب ها سحر شده ست

32

رفته ست روزها،

33

او بی خیال ازین همه لیکن

34

از خلوت سیاه وجودی [که نیست اش

35

اسباب بودنی]

36

پر باز کرده است،

37

وز چشم بی نگاه

38

سوی بی نهایتی

39

پرواز کرده است.

40

41

□

42

43

می کاود از دو چشم

44

در رنگ های درهم و مغشوش و کور هیچ

45

زابهام پرسشی که نیارد گرفت و گفت

46

رنگی نهفته را.

47

48

زین روست نیز شاید اگر گاه، چشم ما

49

بیند به پرده های نگاهش سپید و مات

50

وهمی شکفته را.

51

52

یا گاه گوش ما بتواند عیان شنید

53

هم از لبان خامش و تودار و بسته اش

54

رازی نگفته را...

55

56

بهمن ۱۳۲۷

57

مجله ی سخن

58

59

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.