سایر · احمد شاملو
شبانه
1
به خانم آنگلا باران ی
2
3
شب که جوی نقره ی مهتاب
4
بیکران دشت را دریاچه می سازد،
5
من شراع زورق اندیشه ام را می گشایم در مسیر باد
6
7
شب که آوایی نمی آید
8
از درون خامش نیزارهای آبگیر ژرف،
9
من امید روشنم را همچو تیغ آفتابی می سرایم شاد.
10
11
□
12
13
شب که می خواند کسی نومید
14
من ز راه دور دارم چشم
15
با لب سوزان خورشیدی که بام خانه ی همسایه ام را گرم می بوسد
16
17
شب که می ماسد غمی در باغ
18
من ز راه گوش می پایم
19
سرفه های مرگ را در ناله ی زنجیر دستانم که می پوسد.
20
21
زندان موقت شهربانی
22
۱۳۳۲
23
24
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو