کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

به تو سلام می کنم

1

به تو سلام می کنم کنار تو می نشینم

2

و در خلوت تو شهر بزرگ من بنا می شود.

3

4

اگر فریاد مرغ و سایه ی علفم

5

در خلوت تو این حقیقت را باز می یابم.

6

7

□

8

9

خسته، خسته، از راه کوره های تردید می آیم.

10

چون آینه یی از تو لبریزم.

11

هیچ چیز مرا تسکین نمی دهد

12

نه ساقه ی بازوهایت نه چشمه های تنت.

13

14

بی تو خاموشم، شهری در شبم.

15

تو طلوع می کنی

16

من گرمایت را از دور می چشم و شهر من بیدار می شود.

17

با غلغله ها، تردیدها، تلاش ها، و غلغله ی مردد تلاش هایش.

18

19

دیگر هیچ چیز نمی خواهد مرا تسکین دهد.

20

دور از تو من شهری در شبم ای آفتاب

21

و غروبت مرا می سوزاند.

22

23

من به دنبال سحری سرگردان می گردم.

24

25

□

26

27

تو سخن می گویی من نمی شنوم

28

تو سکوت می کنی من فریاد می زنم

29

با منی با خود نیستم

30

و بی تو خود را در نمی یابم

31

32

دیگر هیچ چیز نمی خواهد، نمی تواند تسکینم بدهد.

33

34

□

35

36

اگر فریاد مرغ و سایه ی علفم

37

این حقیقت را در خلوت تو باز یافته ام.

38

39

حقیقت بزرگ است و من کوچکم، با تو بیگانه ام.

40

41

فریاد مرغ را بشنو

42

سایه ی علف را با سایه ات بیامیز

43

مرا با خودت آشنا کن بیگانه ی من

44

مرا با خودت یکی کن.

45

46

۱۳۳۴/۱/۲

47

48

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.