سایر · احمد شاملو
برف
1
برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
2
پاکی آوردی ای امید سپید!
همه آلودگی ست این ایام.
3
راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
4
اشک واری ست می کشد لبخند
ننگ واری ست می تراشد نام
5
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش همرنگ می زند رسام.
6
مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
7
ره به هموارجای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!
8
تشنه آنجا به خاک مرگ نشست
کآتش از آب می کند پیغام!
9
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ایم از کام...
10
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه، سلام!
11
۱۳۳۷
12
13
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو