سایر · احمد شاملو
تاشک
1
بن بست سربه زیر
2
تا ابدیت گسترده است
3
دیوار سنگ
4
از دسترس لمس به دور است.
5
در میدانی که در آن
6
خوانچه و تابوت
7
بی معارض می گذرد
8
لبخنده و اشک را
9
مجال تاملی نیست.
10
11
□
12
13
خانه ها در معبر باد نااستوار
14
استوارند،
15
درخت، در گذرگاه باد شوخ وقار می فروشد.
16
17
« درخت، برادر من!
18
اینک
19
تبردار از کوره راه پرسنگ به زیر می آید!»
20
21
« ای مسافر، همدرد من!
22
به سرمنزل یقین اگر فرود آمده ای
23
دیگر تو را تا به سرمنزل شک
24
جز پرت گاهی ناگزیر
25
در پیش نیست!»
26
27
□
28
29
خانه ها در معبر باد استوار
30
نااستوارند،
31
درخت، در معبر باد جدی
32
عشوه می فروشد...
33
34
۱۳۳۸
35
36
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو